X
تبلیغات
رایتل

نَنوشته‌ها
همه رفتند؛ من مانده‎‎‎ام و خدایم...

چند قدمی آمدم پایین؛

اما وسوسه امانم نداد..برگشتم و سرکی کشیدم به بساطش؛

چه چیز لذت‌بخش‌تر از یک فیلم خوش ساخت؛ آن هم به زبان انگلیسی! حتی اگر انیمیشن UP، یا مستند click on-line  باشد؟

گفتم: زبان اصلی لطفا!

با تعجب و تردید نگاهی به من انداخت و سعی کرد بی‌تفاوت بماند. دسته‌ای از «دی وی دی»هایش را به من داد و برگشت تا پاسخگوی باقی مشتری‌هایش باشد؛

«دی وی دی‌ها» را ورق زدم؛ برخی از روی شرم تندتر ورق می‌خوردند...

دخترکی کنارم ایستاد و گفت: ای ول! شما هم می‌بینید از اینا؟

ماندم چه بگویم! انگار یکی پتکی کوبید توی سرم! تنها پاسخ دادم: چرت‌و‌پرت‌هاش رو نه!

 

انصافا اگر این «ارشاد» ما این‌قدر غیر کارشناسی سانسور و فیلتر نمی‌کرد و امکان دسترسی به فیلم‌های زبان اصلی در شبکه‌ی ویدئویی مهیا بود؛ چند نفر عین من کنار بساط این دست فروش‌ها «علاف!» نمی‌شدند؟



پ.ن: نمی‌دانم تاثیر زمینه چینی‌هایی که شد بود؛ یا من کاملا طبیعی مجذوب کاراکتر پروفسور «هیگینز» «بانوی زیبای من» (My Fair Lady) شدم ؛ نوعی هم‌زاد پنداری خاص! تا حدی که حس می‌کنم تیچینگ (به قول بروبچز: چیتینگ) هم بی‌تاثیر از آن نیست؛ علی‌الخصوص که فیلم‌شناس ما، انتهای باز داستان را، عاشقانه تفسیر نمی‌کرد و این بر جذابیتش می‌افزود! هنوز هم این فیلم دهه‌ی شصت میلادی را مرور می‌کنم و جمله‌های هیگینز را تایید! مخصوصا آن بخشی که دارد مسجعانه! خطاب به کلنل «پیکرینگ»، خودش را وصف می‌کند!


پ.ن2: وزارت فرهنگ و ارشاد یک خانه تکانی اساسی لازم دارد...حیف که مرد راهی در عرصه‌ی فرهنگ نیست!

[ جمعه 20 آبان‌ماه سال 1390 ] [ 08:10 ب.ظ ] [ حس غریب ] [ نظرات (5) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 81615