X
تبلیغات
رایتل

نَنوشته‌ها
همه رفتند؛ من مانده‎‎‎ام و خدایم...

این روزها

غروب که می‌شود؛

بغضی غریب

روی قلبم پهن می‌شود!

مثل گل‌های حیاط خانه کودکی‌ام، که فقط در سایه غروب آفتاب باز می‌شدند...

و گاه چنگ می‌اندازند به همه روح و وجودم.


 mzjf3x23e9tt2do35wll.jpg

یادداشتی برای دوستان:

 در "ننوشته‌ها" کسی لینک نمی‌شود؛ کامنت‌گذاری هم اجباری نیست...

من برخی وبلاگ‌ها را دوست دارم و می‌خوان‌مشان، یا به خاطر نثر و مطلب‌ش یا محض ارزشی که نویسنده‌اش برایم دارد؛ گاه کامنتی می‌گذارم یادگاری و گاه هیچ!

نیازی نیست کسی "ننوشته‌ها" را به حکم رفاقت یا اجبار یا خجالت! لینک کند، کامنت زوری را هم دوست ندارم؛ کامنتی که از دل براید لاجرم بر دل نشیند.

همه این‌جا محترم‌ند و نظرات‌شان گران‌بها؛ کامنت‌ها نه سانسور می‌شوند و نه حذف، ( مگر به خواست کامنت‌گذارنده) از این روی، در نیامدن به این‌جا راحت باشید؛ همان‌قدر که در آمدن و کامنت نگذاشتن و همان‌قدرتر که در کامنت‌های بی‌شمار گذاشتن! تشکر.

[ دوشنبه 16 مرداد‌ماه سال 1391 ] [ 12:11 ق.ظ ] [ حس غریب ] [ نظرات (8) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 81429