X
تبلیغات
رایتل

نَنوشته‌ها
همه رفتند؛ من مانده‎‎‎ام و خدایم...

گام اول؛

شیطان‌ها که در بند می‌‌شوند؛

دیگر کسی نیست که خراب‌کاری‌هایم را توجیه کند!

تازه طعم شرم‌ساری را می‌چشم!

گام دوم؛

همه می‌دانند می‌بخشی...همه می‌دانند بخشنده‌تر از آنی که نبخشی...برای رسیدن به بخشش تو هم هزاران راه میان‌بر هست؛ همین "فستیوال‌های" ویژه شب قدر..عرفه..محرم....

گام سوم؛

می‌دانی از چه بیزارم؟

از این که بعد از هر "اکازیون بخشایشی" که راه انداختی و من هم لابلای سایر بندگان‌ت؛ خودم را جا کردم و بخشش‌ت را گرفتم؛ همانی ماندم که بودم!

بیا و امسال تغییر ده این عبد را...مگذار همانی باشم که پیش‌تر بودم...! برای من همین که از محرمات پاک بمانم و عامل واجبات‌ت باشم کافی‌ست حتی!

 

....فقط یک گام از رمضان مانده..گام چهارم!

                                     کم‌تر از یک هفته ...باز هم تکرار  داستان "فرصت‌سوزی"...

پ.ن:  "ستار" بودن‌ت ...شرم‌ساری من و فقط...

پ.ن2: خدایا! مگذار مصداق و نملی لهم باشم....

پ.ن3: عزیزی را به خاطر برداشتی اشتباه در کامنت‌دونی وبلاگ‌ش آزردم، در وبلاگ‌ش عذر خواستم و پاسخ‌م نداد، این‌جا هم ابراز ندامت می‌کنم...امان از بی‌سوادی!


مطلب مرتبط: این

[ شنبه 21 مرداد‌ماه سال 1391 ] [ 08:25 ب.ظ ] [ حس غریب ] [ نظرات (12) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 81429