X
تبلیغات
رایتل

نَنوشته‌ها
همه رفتند؛ من مانده‎‎‎ام و خدایم...

خوانندگان ارجمند، برای پاسخ به این سوال، توجهتان را به خاطره‎ای جلب می‎نُمایم!

خیلی وقت بود که به بهانه نبود فضای مناسب، نماز جماعتی برپا نمیشد تا این که تحولاتی رخ داد و فضای بازی مهیا شد، یک سالن بزرگ به مدیریت یک مدیر جدید برای نمازخانه در دست تدارک بود.

فضا به نسبت چهار به یک تقسیم شد تا همهی خانمها در یک پنجم فضا نماز بخوانند و اخویها، که شمارشان زیادتر است، چهار بخش دیگر را در اختیار داشته باشند.

فضا با یک پارتیشن (پاروان) متحرک جدا شد، به عکس خوب دقت کنید، قد و قواره پارتیشنها تقریبا در همین حد و اندازه که با چسبهای پهن به زمین تثبت شده بودند، باقت بدنه همه، حصیری درست مثل شکل دوم.

 



روز اول روی همهی بافتهای حصیری را بنر چسباندند، و چهارطرف هر بنر را روی حصیرها با چسبهای قطور محکمکاری نمودند تا خواهران و برادران به راحتی نماز بخوانند، اما خب همین که کافی نبود!

چند روز بعد درز بین پاراوانها هم توسط چسبهای کلفت و رنگی، گرفته شد تا خدایی نکرده سایهای از خواهران نمایان نشود که نماز جماعت به "عرصهی فحشا" تبدیل شود!

در این میان تفکیک ورودی خواهران به شدت قابل توجه بود! پارتیشن از دیوار کناریاش به قاعده نیممتر فاصله داشت، جادهایی "مالرو" که فقط یک نفر میتوانست وارد یا خارج شود... یحتمل برای این که خدایی نکرده کسی از اخویها جرات نکند وارد قسمت خواهران شود موقع نماز!

یک روز که خواهران، از این طرف پرسیدند که آیا اتصال برقرار است یا نیست؟ اقای مدیر جدید وحشتزده پرسیدند: مگه از لای پارتیشنها چیزی پیداست؟؟

( خب اخوی گرامی! اگر پیدا بود که پرسیده نمیشد اتصال هست یا نیست!)

اما

اما

وا اسلاما....

چندین هفته‎ای طول کشید تا یکی از اخویها فهمید که ای دل غافل! فحشا بیداد میکند!!!


قسمت پایین این پاروانها باز است و به شدت مورد غفلت قرار گرفته!! و این گونه بود که با الگوگیری از پتروس فداکار، با لباسش، و پوشانده فضای پایین پارتیشن تا سطح زمین، اسلام را از خطری عمیق، رهایی بخشید و فضای پاک به نماز خانهای محقر بازگشت.

الحمدالله که این "تهاجم فرهنگی" پاروانها توسط همکاران خنثی گردید!!!



پ.ن1: کلا یک حالت بیش‎تر ندارد: این که چشم ذکور جماعت ان‎قدر فعال است که هنگام مناجات با خدا هم به جست‎وجوی سایه‎ای از جنس لطیف می‎چرخد!


پ.ن 2: یا ایها الناس! من حجابم را  حفظ می‎کنم اما آیا دقت نکرده‎اید که خدا اول به او گفت چشمهایت را فرو بند؟

قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ ....

(ایه سی سوره نور که آیه سی و یکم آن  به زنان مؤمن میفرماید که وظیفه دارند زینت‎‎هایشان را بپوشانند)


پ.ن 3:

بعد از فداکاری آن اخوی گرام، نمازخانه ما دقیقا به این شکل درامد:

میبینید که درزها دوباره مقوا کاری شد و فاصله پارتیشن ها تا زمین نیز!

[ شنبه 18 خرداد‌ماه سال 1392 ] [ 02:46 ب.ظ ] [ حس غریب ] [ نظرات (20) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 81429